نوشته شده توسط : sina4711

سلام دوستان تو این پست می خوام  به شما نجوم رو یاد بدم و اگه سوالی دارید تو بخش نظرات از من بپرسید و هر هفته هم موضوع جدیدی می زارم

 رویت هلال:

البته رویت هلال در کشور ها اسلامی بسیار اهمیت دارد و ایران هم بیشترین اهمیت را به رویت هلال می دهد

البته برای رویت هلال ما نیاز به خیلی چیز ها داریم  و بسته به شرایط خاصی است مثل اب و هوا مثلا خبر دارید که در چه زمانی امسال هلال ماه رویت شد؟

12:30

خب اگه تعجب کردید که چرا تو این موقع رفتن هلال ببینن و تو روز نور خورشید هست و چه طوری دیدن باید با تمام اهله ماه اشنا باشید

خب این اهله ماه بود و شما می دونید که رویت هلال ماه باید بعد از حالت محاق باشد و در حالت هلال باشد و در حالت هلال به خاطر اینکه جدایی زاویه خورشید و ماه بسیار کم است بعد از غروب خورشید ماه هم غروب می کند یعنی در فاصله خیلی کمی از خورشید قرار دارد و شما فقط نیم ساعت بعد از غروب خورشید برای رصد ماه وقت دارید و ماه هم در لب افق قرار می گیرد و به علت شرایط جوی مانند بخار اب و گرد و غبار یا مناظر طبیعی مثل کوه و تپه و دشت و... شما نتوانید هلال را ببیند از طرفی وقت بسیار کمی هم دارید و برای همین هم ما برای رصد به ارتفاعات می رویم مثلا گروه مهتاب که هلال را رصد کرد در بالای یه کوه در اصفهان رفتند و بهترین تلسکوپ ها موفق به رصد هلال شدند به خاطر اینکه در ارتفاعات گرد و غبار و بخار اب کم است نسبتا اسمان شفاف تری ما داریم و در روز هم وقت زیادی دارم تا ان راببینیم.

یک قانونی در باره رویت هلال می گوید که هلال را با جدایی زاویه ای کم تر از7 از خورشید هرگز نمی توانیم ببینیم زیرا در این حالت اصلا هلالی تشکیل نشده است در ایران رکورد هلال ماه 7/5دقیقه قوسی است و همه در تلاش این هستند که بتوانند این رکورد را بشکنند.

البته انجمن ما یعنی انجمن نجوم ثاقب گیلان برای این رصد به ارتفاعات دیلمان رفتند ولی به خاطر این که ساعت 18 به مقصد رسیدند دیگر نتوانستند هلال را مشاهده کنند و ابر هم مزاحم انها بود.


بُعد و میل و سَمت و  ارتفاع


مختصات سمت - ارتفاع

مختصات سمت و ارتفاع یکی از دستگاه های مختصات است که برای مشخص کردن مکان اجرام سماوی به کار می رود.

این مختصات وابسته به مکان و زمان ناظر است و با تغییر مکان و زمان ، تغییر می کند .

برای درک صحیح این مختصات لازم است دو مولفه آن یعنی سمت و ارتفاع را معرفی کنیم.

سمت

مختصات سمت

زاویه بین پای عمود نقطه شمال سماوی (در نزدیکی ستاره قطبی) با پای عمود جرم مورد نظر در جهت حرکت عقربه های ساعت برحسب درجه : دقیقه : ثانیه(قوسی).

مقدار آن بین صفر تا ۳۶۰ درجه متغییر است. سمت نقطه ای که در شرق باشد۹۰ درجه :سمت نقطه ای که در جنوب باشد ۱۸۰ درجه و سمت نقطه ای که در غرب باشد ۲۷۰ درجه است. سمت خود نقطه شمال سماوی نیز صفر است.

یکی از راه های بیان مختصات اجرام سماوی ٬استفاده از مولفه های سمت وارتفاع می باشد. بنابراین با داشتن سمت وارتفاع دقیق هر جرم می توان آنرا موقعیت یابی و مشاهده نمود. این سیستم مختصات٬ مختصات سمت ارتفاعی نامیده می شود. سمت اجرام متغییر است یعنی با گذشت زمان مقدار آن تغییر می کند.


ارتفاع

مختصات ارتفاع


زاویه بین جرم مورد نظر با افق ناظر بر حسب درجه:دقیقه :ثانیه(قوسی).این زاویه بین صفر تا نود درجه متغییر است.ارتفاع جرمی که در افق باشد صفر وارتفاع جرمی که در بالاترین نقطه بالای سر یا سمت الراس ( سرسو) هم ۹۰ درجه است.

ستاره قطبی به این دلیل که در امتداد محور شمالی زمین است همواره در محل خود ثابت است و سمت و ارتفاع آن تغییر نمی کند.

ارتفاع ستاره قطبی در هر منطقه، برابر با عرض جغرافیایی آن منطقه می باشد.

منابع

en.wikipedia.org

کتاب نجوم کروی


بعد و میل مانند سمت و ارتفاع یکی از راه های مشخص کردن محل ستارگان و اجرام آسمانی است. اما فرق سمت و ارتفاع با بعد میل در این است که سمت و ارتفاع یک ستاره نسبت به محل ناظر متفاوت است ولی بعد و میل یک ستاره برای ناظری که در شمال زمین باشد یا جنوب زمین فرقی ندارد و ثابت است.


اخترشناسان بعد و میل ستارگان را به کمک دستگاه مختصاتی بسیار شبیه به طول و عرض جغرافیایی مشخص می کنند.در این دستگاه فرض می شود ستارگان بر کره شفافی به نام کره سماوی در فاصله معینی از زمین جای دارند.امتداد محور زمین کره سماوی را در دو نقطه قطع می کند که آنها را قطبهای سماوی و تصویر استوا بر کره سماوی را استوای سماوی می نامیم.با تصور کردن نصف النهار ها و دوایر موازی عرضهای جغرافیایی بر کره آسمان دستگاه مختصات در آسمان کامل می شود. کره زمین به صورت پادساعتگرد به دور خود خود می چرخد و به همین خاطر از نظر ناظر کره سماوی به صورت ساعتگرد می چرخد.کره آسمان

بعد


همان طور که در مورد اندازه گیری طول جغرافیایی بر روی زمین دیدیم در این مورد هم باید یک نقطه شروع برای اندازه گیری در جهت شرق آسمان در اختیار داشته باشیم.چنین نقطه ای را نمی توانیم به گرینویچ نسبت دهیم زیرا در بالای گرینویچ هیچ نقطه مشخصی در آسمان نیست.برای حل این مشکل به دایره هایی که قبلا تعریف کردیم یعنی به دایره البروج و استوای سماوی باز میگردیم.مجسم کنید که خورشید در امتداد دایره البروج از مواضع جنوبی تری در زمستان حرکت می‌کند و در راه خود به سمت شمال در اولین روز بهار اول فروردین ماه از استوای سماوی می گذرد.این نقطه عبور را اعتدال بهاری می نامیم.حال فرض کنیم دایره ای از قطب شمال و قطب جنوب سماوی میگذرد و اعتدال ربعی را در بر میگیرد.این خط دایره ساعت صفر نامیده می شود و همان نقش نصف النهار اصلی یا مبدا روی زمین را در آسمان دارد.از این دایره ساعت صفر دایره های دیگری به ازای هر 15 درجه در جهت شرق در نظر بگیرید و آنها را بر حسب توالی دایره ساعت اول دایره ساعت دوم و غیره شماره گذاری کنید تا به دایره ساعت بیست و سوم برسید.در این صورت دایره ساعت بیست و چهارم همان دایره ساعت صفر خواهد بود. به این ساعت ها بعد ستاره می گویند یعنی در اصل بعد ستاره همان فصله ستاره از نقطه اعتدال بهاری برحسب ساعت است. اگر بعد ستاره ای 5hr 30min باشد می دانیم که در نیمه راه میان دایره های ساعت پنجم و ششم است.چون 360 درجه به 24 دایره مساوی تقسیم می شود هر دایره ساعت باید با دایره ساعت مجاور خود زاویه 15 درجه بسازد.در این صورت اگر بعد ستاره ای 5hr 30min باشد با دایره ساعت زاویه 82.5 درجه میسازد. (52.5 ضرب در 15 درجه)

میل

اندازه زاویه ای شمال ـ جنوب متناظر با عرض جغرافیایی روی زمین را میل ستاره می نامیم و با زاویه ای که یک ستاره با استوای سماوی میسازد مشخص می‌شود.میل ستاره اگر در شمال استوا واقع باشد با علامت مثبت و اگر در جنوب استوا واقع باشد با علامت منفی نشان داده می شود.بنابراین موضع هر ستاره را می‌توان با دو عدد معین کرد. مثلا برای ستاره عیوق 5hr 13minو میل ان مثبت 47 درجه و 57 دقیقه است برای امتحان درک خود از دستگاه مختصات بعد و میل تمرینی انجام دهید بعد و میل درخشان ترین ستارگانی را که در نقشه های اسمان محل شما نشان داده شده است را بدست اورید و انها را با مراجعه به همان مختصات مقایسه کنید. میل ستارگان دقیقا مانند عرض جغرافیایی مشخض می شود. در حقیقت مِیل(با نماد δ مشخص می‌شود) به کوچک‌ترین زاویه بین یک شی معین و استوای سماوی میل گفته می‌شود.از °۹۰- درجه تا °۹۰+ درجه تغییر می‌کند و اگر جسمی در نیم‌کره شمالی سماوی و در میل خاصی باشد حداکثر در متمم عرض جغرافیایی معادل آن و جنوبی دیده خواهد شد و برعکس مثلا میل ستاره شباهنگ °۱۶- است پس در عرض‌های جغرافیای بالاتر از +۷۴° دیده نخواهد شد. (-16 به علاوه 90 درجه)

عرض دایرة البروجی

تبدیل مختصات از یک دستگاه به دستگاه دیگر

بسیار اتفاق می افتد که مختصات یک جرم سماوی در یکی از دستگاه ها را در اختیار داریم ولی به مختصات آن در دستگاه دیگری نیازمندیم. در این موارد باید از فرمول های ارایه شده برای تبدیل دستگاه ها به یکدیگر استفاده نماییم. ما در اینجا به ذکر سه فرمول از کتاب فرمول های ستاره شناسی برای محاسبها تالیف جین میوس[1] بسنده می کنیم. برای یافتن فرمول های بیشتر و اثبات هریک از فرمول ها می توانید به منابع مفصل نجومی دیگر[2] مراجعه نمایید. در فرمول های زیر a و d بعد و میل, l و b طول و عرض دایره البروجی, a و A ارتفاع و سمت, e تمایل دایره البروجی که برای سال 2000 معادل 4392911/23 درجه محاسبه شده است, j عرض جغرافیایی و H زاویه ساعتی محلی است که از جنوب به سمت غرب به ازای هر 15 درجه یک ساعت محاسبه می شود. 
1- تبدیل مختصات استوایی به دایره البروجی:

tan l =

sin a cos e +tan d sin e


cos a



  sin b = sin d cos e - cos d sin e sin a   

2- تبدیل مختصات دایره البروجی به استوایی:

tan a =

sin l cos e - tan b sin e


cos l



  sin d = sin b cos e + cos b sin e sin l 

3- تبدیل مختصات استوایی به مختصات افقی:

tan A =

sin H


cos H sin j - tan d cos j



sin a = sin j sin d + cos j cos d cos H

توضیح بیشتری در مورد دایره البروج

چنانچه اشاره نمودیم, خورشید علاوه بر مسیر ظاهری روزانه خود در آسمان, در طول یک سال شمسی مسیر مشخصی را در میان ستارگان می پیماید. چنانچه گفته شد, این مسیر زاویه ای حدود 5/23 درجه با استوای سماوی تشکیل می دهد و در نتیجه خورشید با زاویه میلی بین 5/23+ و 5/23- درجه در آسمان پدیدار می گردد. مسیر حرکت خورشید در کره سماوی را دایره البروج می نامند. پیشینیان ستارگان موجود در این مسیر را به دوازده صورت فلکی تقسیم نموده اند که خورشید به ترتیب در هرکدام, حدود یک ماه توقف می کند. نام هریک از این صور, معادل فارسی آن, معادل ماه شمسی آن و نام اروپایی مربوط به آن, در جدول زیر نمایش داده شده است.

نام برج

معادل فارسی

ماه ایرانی

نام اروپایی

حَمَل

بره

فروردین

Aries

ثَور

گاو

اردیبهشت

Taurus

جَوزا

دوپیکر

خرداد

Gemini

سرطان

خرچنگ

تیر

Cancer

اَسَد

شیر

مرداد

Leo

سُنبله

خوشه (دوشیزه)

شهریور

Virgo

میزان

ترازو

مهر

Libra

عقرب

کژدم

آبان

Scorpio

قوس

کمان

آذر

Sagittarius

جَدی

بز

دی

Capricornus

دَلو

آبریز

بهمن

Aquarius

حوت

ماهی

اسفند

Pisces



  در نیمه شب, هنگامیکه خورشید در زیر افق کاملا به نقطه مقابل نصف النهار ما رسیده است, صورت فلکی که روی نصف النهار ما دیده می شود, همان صورت فلکی است که شش ماه پیش خورشید در آن قرار داشته است, مثلا در ماه فروردین در نیمه شب, صورت فلکی میزان در نصف النهار قرار می گیرد. همینطور بعد از غروب آفتاب اولین صورت فلکی که در افق غربی رؤیت می شود, صورت فلکی است که در برج (ماه) بعد, خورشید در آن قرار خواهد گرفت, چنانچه قبل از طلوع, آخرین صورت فلکی که در افق شرقی دیده می شود, صورتی است که خورشید در ماه قبل در آن قرار داشته است. 
شاید تا بحال احساس کرده باشید که زمستان ها, نور مهتاب بهنگامی که بدر است, بیشتر از نور حالت مشابه در تابستان است, علت این امر اینست که در زمستان خورشید در قوس نزولی (?5/23- = d) دایره البروج قرار گرفته است و ماه که در حالت بدر, درست در مقابل خورشید در بخش دیگر دایره البروج قرار دارد, قهرا در قوس صعودی قرار گرفته یعنی (?5/23+ = d) بنابراین در نیمکره شمالی ماه به حداکثر ارتفاع خود می رسد و همانگونه که در تابستان خورشید بهنگام ظهر در بالاترین ارتفاع قرار می گیرد, قرص ماه هم در نیمه شب زمستان در بالاترین ارتفاع قرار گرفته بیشترین نور را در آسمان ساطع می کند. 
بقیه سیارات واقع در منظومه شمسی هم در دایره البروج قابل رصد هستند, عطارد و زهره کمی قبل از طلوع آفتاب یا کمی پس از غروب آفتاب دیده می شوند. مریخ و مشتری و زحل هم در مسیر دایره البروج در حرکتند. 
یک شعر عربی می گوید هنگامی که ماه در حالت بدر در نزدیکی ثریا (خوشه پروین که در نزدیکی صورت فلکی ثور قرار گرفته است) قرار بگیرد, نشانه آغاز فصل سرما است. بعقیده شما توجیه نجومی این پدیده چیست؟1

حرکت تقدیمی

میدانید که زمین در مدار خود به دور خورشید حالات چهارگانه اعتدالین و انقلابین را طی می کند و چنانچه گفتیم در هر ماه, خورشید را در یکی از صور فلکی دایره البروجی می بینیم. در 2000 سال پیش هنگامی که اسامی این صور ابداع شد, نقطه آغاز اعتدال بهاری به اول صورت فلکی حمل منطبق بود. ولی در طول این مدت بشر دریافت که زمین در حالیکه در مدار خود مانند یک فرفره در حال گردش به دور خورشید است, تحت جاذبه ماه و خورشید با تغییرات جزیی در حرکت مداری خود روبروست. این تغییرات اثر بسیار کندی در برخی مفاهیم به ظاهر ثابت ایفا می کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاری از ابتدای برج حمل به طرف برج حوت متمایل می شود. توضیح آنکه هر ساله نقطه اعتدال بهاری در مقایسه با موقعیت ستارگان به مقدار اندکی زودتر اتفاق می افتد. به این حرکت زمین حرکت تقدیمی گفته می شود. 
یک دوره کامل حرکت تقدیمی 25800 سال طول می کشد, یعنی اگر فرض کنیم 2000 سال پیش اسامی صور فلکی دایره البروجی وضع شده باشد, 23800 سال بعد, دوباره زمین در وضعیت مشابه اولیه خود قرار می گیرد. در طول این مدت هر سال زمین حدود 50 ثانیه قوسی زودتر به اعتدال بهاری می رسد. بنابراین در حال حاضر صور فلکی با اعتدالین و انقلابین یا بطور کلی با برج های دوازده گانه نجومی که مبین یک سال شمسی کامل هستند, تطبیق نمی نماید. مثلا بجای اینکه خورشید در اول فروردین وارد صورت فلکی حمل شود, در 21 فروردین وارد صورت فلکی حمل می شود. در حقیقت می گوییم که خورشید در اول فروردین وارد برج حمل شده ولی در 21 فروردین وارد صورت فلکی حمل می شود. 

مساله قمر در عقرب

ماه هر 32/27 روز یکبار به دور زمین می گردد, به این دوره یک ماه نجومی می گویند ولی از آنجا که زمین نیز به نوبه خود در طی این مدت حدود 30 درجه در مدار خود به گرد خورشید تغییر مسیر داده است, برای اینکه ماه, زاویه زمین ماه خورشیدی سابق خود را پیدا کند, بیش از دو روز دیگر باید به دور زمین بگردد. این مدت که در مجموع تقریبا 53/29 روز طول می کشد یک ماه هلالی را تشکیل می دهد. بنابراین در هر ماه هلالی ماه بیش از یک دور, دایره البروج را طی می کند. 
در روایات ما برای قرار گرفتن ماه در عقرب احکام خاصی وضع شده است. چنانچه در وسایل الشیعه با اسناد مختلف روایت می کند که: "عن محمد بن حمران عن ابیه عن ابی عبد الله علیه السلام قال: من سافر او تزوج والقمر فی العقرب لم یر الحسنی".1 
همینطور مرحوم طبرسی در مکارم الاخلاق از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت می کند که: "انه نهی عن الحجامه فی یوم الاربعاء اذا کانت الشمس فی العقرب."2 
مشکلی که در اینجا قابل بحث است آن است که مراد از عقرب, صورت فلکی عقرب است یا برج عقرب. تفاوت این دو اصطلاح به خاطر حرکت تقدیمی است که به تفصیل در مورد آن بحث کردیم. بین فقها دو نظر مختلف مطرح شده است: 
مرحوم مجلسی در این باب می فرماید: "الظاهر ان المراد بکون القمر فی العقرب هنا کونه محاذیا لکواکبه کما هو ادب(داب ظ) العرب فی البوادی و غیرها, اذ لم یکن عندهم ضوابط البروج و الانتقالات الیها و الاستخراجات الشایعه فی تلک الازمان و لم یکن دابهم علیهم السلام احاله الناس فی الاحکام التی تحتاج الیها عامه الخلق علی ما لا یعرفه الا الآحاد من العلماء لاسیما اذا لم یکن شایعا فی تلک الازمنه عند العلماء ایضا و الکواکب الثابته و الاشکال التی سمیت البروج بها قد انتقلت فی زماننا عن البروج التی عینوها بمقدار برج تقریبا فالعقرب فی مکان القوس. فظهر ان ما فی الشریعه ایضا لایوافق قواعدهم المقرره عندهم."3 
در کشف اللثام در این مورد نظر دیگری عنوان شده است. فاضل هندی می فرماید: "والظاهر ان لفظ الخبر مقول علی عرف اهل النجوم و لایرویدون بمثله الا الکون فی البرج بالمعنی المعروف عندهم مع الاصل فی ما زاد."1 
ممکن است قول اول , یعنی اینکه مقصود صورت فلکی عقرب است, به وجوه زیر تقویت شود:

·  در موقع صدور روایت (قرن نهم میلادی) هم, برج و صورت فلکی تطابق کامل نداشتند و احاله عرف به "عقرب" به صورت فلکی منصرف بوده است.

·  اسامی صور فلکی نامبرده شده از ابداعات اقوام غیر عرب است و اعراب برای تعیین موقعیت قمر از منازل بیست و هشتگانه استفاده می کرده اند. از همینرو آیه شریفه : "والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم" 2 به منازل معروف نزد اعراب نسبت داده می شود. بنابراین داب اعراب مشخص نمودن موقعیت قمر با ستارگان بوده است و این عادت, اراده معنای صورت فلکی را تقویت می نماید.

·  وضع بروج برای احصاء فصول مختلف سال بوده و این در مورد خورشید موضوعیت دارد ولی در مورد ماه , فصول مختلف معنی ندارد, بنابراین جایگاه ماه بین ستارگان مهم است نه زاویه دایره البروجی ماه. 
از طرف دیگر قول دوم, یعنی اینکه مقصود برج عقرب باشد, به وجوه دیگری تقویت می شود, از جمله:

·  از آنجا که اصطلاح عقرب مثل بقیه صور فلکی دایره البروجی ریشه غیر عربی دارد, این اصطلاح طبق عرف اصلی بکار می رود. پس باید مراد همان برج نجومی باشد.

·  در سه ماه از سال که خورشید در حوالی صورت فلکی عقرب قرار می گیرد, یعنی ماه های پاییز, اصولا صورت فلکی عقرب دیده نمی شود و تشخیص اینکه قمر در عقرب واقع شده احتیاج به خبرویت و قدری محاسبه دارد. بنابراین در سه ماه از دوازده ماه قمری, وقوع قمر در عقرب کاملا وجهه نجومی دارد و در نه ماه دیگر هم اراده یک معنی صرفا نجومی, و نه عرفی, امر دور از ذهنی نیست.


تاریخ انتشار : شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392 | نظرات (0)
 

جاوا اسکریپت

تبادل لینک - تبادل لینک

کلیک کن ببین چه خبره


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

 

چت روم فارسی


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

pagerank search engine optimization

وبلاگی با مطالب متفاوت

وبلاگی با مطالب متفاوت

> ساعت مردانه